سبحانسبحان، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

روزهای مادرانه من

هفته سی و سوم مادرانه های من ...

  فرشته ی زندگی ما تو هفته ی   هفته سی و سوم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ در اين هفته وزن كودك شما كمي بيشتر از 1810 گرم و طول بدن او (از سر تا پاشنه پا) حدود 43.7 سانتي متر مي شود. چروكها و همچنين رنگ سرخ پوست او كمتر شده و در حالي كه اكثر استخوانهاي او در حال سخت شدن هستند جمجمه او هنوز نرم بوده و استخوانهاي جمجمه كاملا به يكديگر نچسبيده اند. اين امر به او كمك مي كند تا راحت تر از مجراي زايمان عبور كرده و به دنيا بيايد.             ...
24 تير 1393

هفته سی و دوم مادرانه های من ...

  پرنس تابستونی ما در هفته ای که گذشت      هفته سی و دوم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ احتمالا اكنون وزن كودك شما حدود 1800 گرم و طول او هم حدود 43.2 سانتي متر است و بيشتر فضاي رحم شما را به خودش اختصاص داده است. ناخنهاي انگشتان پاهاي او درآمده اند و ناخنهاي انگشتان دستهاي او هم رشد كرده اند. برخي از كودكان در اين مرحله موي واقعي هم درآورده اند در حالي كه برخي ديگر تنها موهاي نرمي شبيه به كرك هلو دارند.     قربون هلوی خوشمزه ام برم مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن    ...
15 تير 1393

هفته سی و یکم مادرانه های من ...

  آلبالوی خوشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمزه ی مامان تو هفته  31   هفته سی و یکم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ در اين هفته اندازه كودك شما به حدود 40 سانتي متر رسيده است. وزن او كمي بيشتر از 1360 گرم است و به زودي شاهد يك افزايش وزن ناگهاني در كودكتان خواهيد بود. او همچنين مي تواند سرش را از يك طرف به طرف ديگر بچرخاند. يك لايه چربي هم در زير پوست او در حال جمع شدن است تا او براي زندگي در خارج رحم آماده شود، در نتيجه بازوها سرها و بدن او در حال بزرگتر شدن هستند.     پ.ن : شازده کوچولوی دوست داشتنی مامان ، ببخش که این روزا دیر به ...
15 تير 1393

هفته سی ام مادرانه های من ...

  شازده کوچولوی ما تو هفته سی ام   هفته سی ام ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ اندازه كودك شما كمي بيشتر از 39.3 سانتي متر شده است و وزن او حدود 1350 گرم مي باشد. مايع آمنيوتيك اطراف او اكنون حدود 700 گرم است اما با گذشت زمان كودك شما رشد كرده و حجم بيشتري از رحم را به خود اختصاص خواهد داد و در نتيجه حجم مايع آمنيوتيك اطراف او كاهش خواهد يافت. چشمان او باز و بسته مي شوند، او قادر است بين تاريكي و روشنايي تمايز قائل شود و حتي مي تواند حركت يك منبع نور را به سمت عقب و جلو دنبال كند. هنگامي كه كودك شما متولد شود چشمانش را در بيشتر طول روز بسته نگه مي دارد. هنگامي كه چشمانش را باز مي كند مي تواند به تغييرات نور ...
3 تير 1393

هفته بیست و نهم مادرانه های من ...

  وروجک شیطون و دوست داشتنی ما تو هفته بیست و نهم ...   هفته بیست و نهم ؛ کودک شما چگونه تغییر می کند؟ اكنون وزن كودك شما حدود 1100 گرم و اندازه او كمی بیشتر از 38 سانتی متر است. ماهیچه ها و ریه او به رشد خود ادامه می دهند و سر او بزرگتر می شود تا با مغز در حال رشد او (كه در حال ساختن میلیاردها سلول عصبی است) هماهنگ شود. با این سرعت بالای رشد نباید تعجب كرد كه نیازهای غذایی كودك شما در این سه ماهه به حداكثر مقدار خود می رسند. برای اینكه نیازهای غذایی خود و كودكتان را به خوبی تامین كنید، به مقادیر زیادی پروتئین، ویتامین C ، اسید فولیك، آهن و كلسیم نیاز دارید. اسكلت كودك شما در حال محكم شدن است و به همین...
26 خرداد 1393

برای بزرگ مرد کوچکم ...

  پسرم ؛  بزرگ مردِ کوچکِ من ؛ برای تو میگویم ، برای تو مینویسم ... گوش کن ... "مرد" خطابت کردم ، تا همیشه و همه جا مردانه رفتار کنی و مردانه زندگی کنی ، حتی اگر عددِ سن ات یک رقمی باشد ... "مرد" خطابت کردم تا شأنت را بشناسی و بدانی خیلی کارها و خیلی حرفها در شأن تو نیست ... تو ، یعنی "انسان" ... یعنی "آدم" ... یعنی برترین مخلوق خدا ...   عزیزکم ، بی هیچ منتی و با نهایت ذوق و لذت نُه ماهِ شیرین ، تو را در بطنم خواهم داشت ، عزیزتر از جانم هستی و بیشتر از جانم از تو محافظت میکنم ، روزی هم که قدم در دنیا بگذاری ، تا لحظه ای که نفس میکشم زندگی ام وقف شادی توس...
24 خرداد 1393

سونوی چهارم بارداری ...

  سلام وروجک دوست داشتنی من مامانی هر روز بیشتر از دیروز عاشقت میشم و هر لحظه برای دیدنت مشتاقتر  ... اما خیلی خوب میدونم که وقتی به دنیا بیای دلم به اندازه یه دنیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا برای این روزها و شبها ، تکون خوردنها و لگد زدنهات ، آزمایش دادنها و سونو و دکتر رفتن ها ، برای تمام دردهای کم و زیاد و نفس نفس زدنها و سوزش معده و حتی حالت تهوع های صبحگاهی اون اوایل ، برای همه و همه تنگ میشه         مامانی قشنگه ، چهارشنبه 1393/03/22 ساعت 5.5 عصر نوبت سونو داشتم ... برای چهارمین بار تو این مدت اومدیم دیدنت ، شازده پسر ... بازم من رو ...
23 خرداد 1393